من ماندم تنهای تنها
گل پونه هاي وحشي دشت اميدم
وقت سحر شد
خاموشي شب رفت و فردايي دگر شد
من مانده ام تنهاي تنها
من مانده ام تنها ميان سيل غمها
گل پونه ها نا مهرباني آتشم زد آتشم زد
گل پونه ها بي همزباني آتشم زد
مي خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم
افسرده ام ديوانه ام آزرده جانم
گل پونه هاي وحشي دشت اميدم
وقت سحر شد
خاموشي شب رفت و فردايي دگر شد
من مانده ام تنهاي تنها
من مانده ام تنها ميان سيل غمها
حبیبم خیلی تنهام

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۰۹ ساعت 20:8 توسط ♥اراده خدا♥
|